بسم‌الله الرحمن الرحيم - به سفارش دوستان

بسم‌الله الرحمن الرحيم


بسم‌الله الرحمن الرحيم


بسم‌الله الرحمن الرحيم

حكيم سخن در زبان آفرين - به سفارش جناب صدقي

به نام خداوند جان آفرين .. حكيم سخن در زبان‌آفرين

مطرب عشق

مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد ... نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد

سرو چمان

سرو چمان من چرا ميل چمن نمي كند ... همدم گل نمي شود ياد سمن نمي كند

پادشه خوبان

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي ... دل بي تو به جان آمد وقت است كه بازآيي

سال سي

بسي رنج بردم در اين سال سي ... عجم زنده كردم بدين پارسي

كوچه - به سفارش جناب صدقي

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم .. همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم .. شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم .. شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

آرام جان

ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود .. وآن دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

آفرينش

بني آدم اعضاي يكديگرند ... كه در آفرينش ز يك گوهرند

معلم

شمع بدي شعله شدي سوختي ... تا هنر خود به من آموختي

روي نهان

دل از من برد و روي از من نهان كرد ... خدا را با كه اين بازي توان كرد

پیر مغان

تا ز مي‌خانه و مي نام و نشان خواهد بود ... سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود